تبليغاتX
ذکرهای فراموش شده

ذکرهای فراموش شده

یادداشتهای یک گنهکار

خدای من در این دنیا به چه کسی می توان اعتماد داشت .

امروز صبح تا الان حالم گرفته

هرچه فکر می کنم نمی تونم راهی برای رهایی از این فکر  پیدا کنم 

 اخه امروز درباره کسی که به خاطر یک لحظه نگاه بد و شهوت انگیز به اون بارها خودم سرزنش کردم چیزهایی شنیدم که ...

راستش نسبت به اون احترام و اعتماد  خاصی داشتم . و همیشه از سوی دوستان به خاطر این رفتارم شماتت می شدم و من تشویق به .....

که امروز تمام تصورات من نسبت به اون و خیلی های دیگه فروریخت

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم خرداد 1385ساعت 20:49  توسط ممتحن   | 

پریشانی احوالم هنوز پایدار هست .گرچه مثل همیشه رو به بهبود است اما....

  در این چند روز به یکی از دوستان خوبم فکر می کنم که به دلایلی مجبور شدم او را ازخودم دور کنم . تا برای همیشه برایم محترم و دوست داشتنی بماند . راستش هیچ نمی خواستم که او هم که سرنوشت دیگران مبتلا شود و من سالها بعد افسوس حماقتها و اشتباهات خودم را بخورم .،حتی اگر او از من ...........

 من به خاکستر نشینی عادت دیرینه دارم

با همه این احوال به روزهای آینده امیدوارم . از هم اکنون چشم به آفتاب خواهم داشت تا شاید با پرتو های طلایی و خیره کننده اش این بار با من حرف بزند .

سالهاست که منتظر چنین روزی هستم تا با توسل به آسمان نیلی و یک دنیا فریاد یک کوچه خاکی بال پروازم را التیام بخشم و یک بار و  برای همشه پر بگیرم و در سرای نور و روشنایی فرود آیم .

و در راستای قله سبز سرای سلطانی زمینیان به مدار غربت بپیوندم و پشت دیواری و کنار حیاطی خاکی روح آلوده ام را پک از همه سیاهی ها و  این دنیا پر از نیرنگ و تباهی برهانم .

ایا شود آنروز بیاید ؟؟

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم خرداد 1385ساعت 22:21  توسط ممتحن   | 

نمی دانم چه خواهد شد سرنوشت این مهجور و درمانده در این وادی حیرت

نمی دانم چرا دیگر هیچ تلاشی برای نجات خود از این مهلکه انجام نمی دهم

چرا همه راهها را بسته می یابم و حتی دیگر امیدی به ندای اسمانی و کشتی نجات مذکور ندارم

شاید می دانم حتی اگر یک بار دیگر هم مرا به کرانه سلامت برسانند باز هم در وسوسه امواج ارام  دریا پا به حریم ناامن  دریا خواهم گذاشت و غافل از طوفان در پیش به میانه ابهای ارام خواهم رفت و زمانی بهوش خواهم شد که در گرداب شهوت گرفتار امده ام و پیاپی اسیر امواج سهمگین عصیان می شوم و در نهایت ضعف و ابتلا به مصیبتی عظیم خویش را  در پس حجابهای گناه و بدور از آستان مبارک و  مقدسش  می یابم .

نمی دانم که چرا این گونه شده است روزگارم .

چرا سلام و امنیت زندگی من تنها به ساعتی خواهد رسید و ساعت دیگر فارغ از همه تعهدهایم چون حیوانی سرکش در دست نفس خود بازیچه بیش نیستم . توان هیچ  مقاومتی را  در خود نمی ببینم و بدون هبچ کنشی تن به گناه  می دهم .

خدایا اگر به من ننگری حق داری . چون  تو سلطانی و من بنده سرکش و گریزان از تمکین اوامرت

اری من هیچ گاه به عهد خود وفادار نماندم و خود از حریم امن قدوسی ات فراری بوده ام

اری اکنون به بلایی گرفتارم که هیچ کلیدی برای رهایی از ان نمی یابم تا انجا که  جثارت و سیاهی این روح گرفتار هم دیگر هیچ ذکری را بر خود نمی پذیرد

 

خدای من چرا چرا چرا چرا چراچرا چرا

؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

اما برتکرار ذکرهای فراموش شده ام تو را می خوانم

خدايا!  اگر مرا به زنجير و بند گرفتارم كنى و مرا از عطايت بازدارى

و در ميان انظار مردم ، رسواييهايم را به چشم بندگانت آرى

و دستور بردنم را بسوى دوزخ صادر كنى و ميان من و نيكان حائل گردى

من هرگز اميدم را از تو قطع نخواهم كرد و آرزومنديم را از عفو تو بازنگردانم

و محبتت از دلم بيرون نرود و  نعمتهايى كه در دنيا به من دادى و پرده پوشيهايت را فراموش نمى كنم

اى آقاى من ! محبت دنيا را از دلم بيرون كن ، مرا ببخش و بيامرز

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم خرداد 1385ساعت 1:27  توسط ممتحن   |