
السلام علیک یا بنت یعسوب الدین
السلام علیک یا بنت السید الاوصیاء
السلام علیک یا بنت فاطمه الزهرا
السلام علیک یا اخت ولی الله
السلام علیک یا عمه ولی الله المکرم
السلام علیک یا ام المصائب یا زینب و رحمه الله و برکاته
یادداشتهای یک گنهکار

السلام علیک یا بنت یعسوب الدین
السلام علیک یا بنت السید الاوصیاء
السلام علیک یا بنت فاطمه الزهرا
السلام علیک یا اخت ولی الله
السلام علیک یا عمه ولی الله المکرم
السلام علیک یا ام المصائب یا زینب و رحمه الله و برکاته
راستش می خواستم درباره حضرت زینب و مصائبوشون مطلب بنویسم اما نمی شد. از شب قدری به ایشون و انچه از کودکی بر خانم زینب (س) گذشته بود، بارها فکر کردم . چه عظمتی دارد این کوه صبر و استقامت . مادرش فراق پدرو .... چند صباحی بیشتر تاب نیاورد و پدرش هنگام ضربت خوردن ندای سعادتمندی سرود . در فاصله گذر از کوچه بنی هاشم تا کوچه های کوفه و شام چه گذشت بر او. وای وای وای بر من . شاید خودش نمی خواد که من بدعهد و بی وفا ازشون چیزی بنویسم .اره حق داری خانم .حق داری مدتها بود که دیگه از شما دور شدم .
روزهایی بود خواهری را می دیدم که بر فراز تل زینبیه ایستاده و دست به سر می گیرد و با کمی اون طرف تر داخل گودالی چشم دارد . منظره ای را به نظاره نشسته بود که عرش و ارض نمیتوانستند انرا تحمل کنند .
روزهایی که خانمی را می دیدم که از در تاریکی یک خرابه کودکی را در اغوش گرفته بود و قلب به هیجان امده اش را ارام می کرد .
روزهای که خواهری را بیاد می اوردم که تا سالها اب برایش حکایت خون را می نگاشت .
روزهای که قامت خمیدهاش نشان از گذر از حادثه های بود که از کودکی بر او گذشته بود .
یا زینب (س) ای کاش اونقدر معرفت داشتم که برای اون چادر اغشته به خونت ، برای اون مقنعه سوخته ات ، برای اون قد خمیده ات ، برای ان چشهای پر خونت ، برای قامت سنگ خورده ات ، برای نگاه خسته ات جان می دادم .
اون اوایل که تازه می خواستم آدم باشم با رفیقم اولین جایی که می خواستیم بریم زیارت سوریه بود . دختر مادر پهلو شکسته نمی دونم چرا به دلم افتاده بر چادی که در سفر کوفه و شام به سر داشتی ، خون پهلوی زخم خورده مادرت هم نشسته بود ، همون چادری که در کربلا به سر داشتی ، همونی که تن بی سری را در ان به دامن گرفتی و باهاش ذکر گفتی ، همون چادری که نامردها از بس که از بام خانه های کوفه و شام برسر قافله کربلا خاکستر ریخته بودند سوخته بود .
یاامام زمان (عج ) کی می ایی و انتقام عمه ات را از این جماعت کوفی مرام و شامی پیشه بگیری
قبل از ماه رمضان خواب دیده بودم که در این ماه از طرف سازمان از من تقدیر خواهد شد . البته زیاد به خوابهای این ایام خودم اعتماد ندارم ، اما من تعبیر این خواب به حساب بهتر شدن احوالاتم و شبهای خوش قدر گذاشتم . اما امروز در مهمانی افطار از جانب مدیرکل سازمان دعوت به همکاری در سایت سازمان شدم و به نوعی درخواست انتقال من به مرکز استان دادند .
کی باورش می شد که ....
خدای من شکر با انچه که بی حساب و بی منت بر من ارزانی می داری و افسوس و دریغ بر این همه ناسپاسی و غفلت من
الهی
عنایت تو کوه است و فضل تو دریاست !
کوه کی فرسود و دریا کی کاست ؟
عنایت تو کی جست و فضل تو کی واخواست ؟
پس شادی یکی است که دوست یکتاست !
خداي من نمي دانم چگونه گذشته است شب قدر بر من
خودم كه هيچ نشاني از درك اين شب در خود نمي يابم
نمي دانم شايد اين هم از دسيسه هاي شيطاني است كه بر عفو و بخشندگي ات نااميد باشم
چرا كه چگونه ممكن است كسي را كه خوت به مهماني خواندي و دعوتش نمودي ، بي نصيب و بي بهره از در خانه ات براني
خداي من اي كاش مي دانستم كه هنوز مرا به درگاهت خواهي پذيرفت يا خير
ايا بايد مانند سالهاي گذشه تا شبهاي قدر ديگر ، اگر عمري باقي بود در غفلت و ابتلا به عصيان و گناه بمانم و باز از تو دور شوم .
واي بر احوالات من اگربار ديگر چنين شود .....
چه خواهی کرد با کسی که تنها امیدش به دنیا و اخرت تنها ، خاطره یک شب قدر است . خدای من نکنه مرا به گناهانم مواخذه نمایی و بهانه ای شود برای نبخشیم . نکنه امسال هم موقع ای که اقا داره نامه اعمالم می بینه روی از من برگردونه و یک سال دیگر هم .... .خدای من تنها یک چیز مرا آزرده و پریشان می کنه ، نکنه بعد این شب قدری تا ماه رمضان سال دیگه باز هم به گناهان قدیم بازگردم . خدای من ای کاش می شد اگر قرار بر بازگشت به غفلتهای گذشته ام باشد ، تا صبح فردا دم برنیاورم حتی اگر باز مرا نبخشیده باشی
به نام خداوند بخشنده بخشايشگر
او هر كس را بخواهد يارى مىدهد; و او صاحب قدرت و رحيم است! (5)
سپس سرانجام كسانى كه اعمال بد مرتكب شدند به جايى رسيد كه آيات خدا را تكذيب كردند و آن را به مسخره گرفتند! (10)
آن روز كه قيامت برپا مىشود، مجرمان در نوميدى و غم و اندوه فرو مىروند! (12)
و هنگامى كه رحمتى به مردم بچشانيم، از آن خوشحال مىشوند; و هرگاه رنج و مصيبتى بخاطر اعمالى كه انجام دادهاند به آنان رسد، ناگهان مايوس مىشوند! (36)
آيا نديدند كه خداوند روزى را براى هر كس بخواهد گسترده يا تنگ مىسازد؟!در اين نشانههايى است براى گروهى كه ايمان مىآورند. (37)
پس حق نزديكان و مسكينان و در راهماندگان را ادا كن! اين براى آنها كه رضاى خدا را مىطلبند بهتر است، و چنين كسانى رستگارانند. (38)
آن روز عذرخواهى ظالمان سودى به حالشان ندارد، و توبه آنان پذيرفته نمىشود. (57)
اين گونه خداوند بر دلهاى آنان كه آگاهى ندارند مهر مىنهد! (59)
سوره روم
به نام خداوند بخشنده بخشايشگر
كه ما آن را در شبى پر بركت نازل كرديم; ما همواره انذاركننده بودهايم! (3)
ما عذاب را كمى برطرف مىسازيم، ولى باز به كارهاى خود بازمىگرديد! (15)
(ما از آنها انتقام مىگيريم) در آن روز كه آنها را با قدرت خواهيم گرفت; آرى ما انتقام گيرندهايم! (16)
روزى كه هيچ دوستى كمترين كمكى به دوستش نمىكند، و از هيچسو يارى نمىشوند; (41)
اين فضل و بخششى است از سوى پروردگارت، اين همان رستگارى بزرگ است! (57)
به نام خداوند بخشنده بخشايشگر
آيا مردم گمان كردند همين كه بگويند: «ايمان آورديم»، به حال خود رها مىشوند و آزمايش نخواهند شد؟!
و كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته انجام دادند، گناهان آنان را مىپوشانيم (و مىبخشيم) و آنان را به بهترين اعمالى كه انجام مىدادند پاداش مىدهيم
خدا را پرستش كنيد و از (عذاب) او بپرهيزيد كه اين براى شما بهتر است اگر بدانيد!
هر كس را بخواهد (و مستحق بداند) مجازات مىكند، و هر كس را بخواهد مورد رحمت قرارمىدهد; و شما را به سوى او بازمىگردانند
كسانى كه به آيات خدا و ديدار او كافر شدند، از رحمت من مايوسند; و براى آنها عذاب دردناكى است!
ما بر اهل اين شهر و آبادى به خاطر گناهانشان، عذابى از آسمان فرو خواهيم ريخت!»
و او شكستناپذير و حكيم است.
آنچه را از كتاب (آسمانى) به تو وحى شده تلاوت كن، و نماز را برپا دار، كه نماز (انسان را) از زشتيها و گناه بازمىدارد، و ياد خدا بزرگتر است; و خداوند مىداند شما چه كارهايى انجام مىدهيد!
و آيات ما را جز ستمگران انكار نمىكنند!
آن روز كه عذاب (الهى) آنها را از بالاى سر و پايين پايشان فرامىگيرد و به آنها يد: «بچشيد آنچه را عمل مىكرديد» (روز سخت و دردناكى براى آنهاست!)
اين زندگى دنيا چيزى جز سرگرمى و بازى نيست; و زندگى واقعى سراى آخرت است، اگر مىدانستند!
آنها كه در راه ما (با خلوص نيت) جهاد كنند، قطعا به راههاى خود، هدايتشان خواهيم كرد; و خداوند با نيكوكاران است
سُبْحانَكَ يا لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ خَلِّصْنا مِنَ النّارِ يا رَبِّ
سُبْحانَكَ يا لا اِلهَ
اِلاّ اَنْتَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ وَ خَلِّصْنا مِنَ النّارِ يا
رَبِّ يا ذَاالْجَلالِ وَالاِْكْرامِ يا اءرْحَمَ الرّاحِمينَ
(1) اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِاسْمِكَ يا اَللّهُ يا رَحْمنُ يا رَحيمُ يا كَريمُ يا
مُقيمُ يا عَظيمُ يا قَديمُ يا عَليمُ يا حَليمُ يا حَكيمُ سُبْحانَكَ يا لا اِلهَ
اِلاّ اَنْتَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ خَلِّصْنا مِنَ النّارِ يا رَبِّ
مشاهده متن کامل دعا جوشن کبیر درادامه مطلب
شاید رهایی از غم وغصه دوری از پیامبر (ص) و دخترش زهرا (س) . رهایی از این همه بی وفایی و بد عهدی اطرافیان و کوفیان زمانه خود و .... و اگر اینها بود چه عظیم و بزرگ خواهد بود مصیبت و غصه های دخترت زینب (س) .
و ایکاش می دانستیم که ما از کدام گروه هستیم، نکنه ماهم در عمل و رفتار چون کوفیان باشیم و در گفتار .....
آقا جون دیشب خیلی منتظر حضورتون در بین جمعیت شب زنده داران و مجلس احیاء بودم با خودم می گفتم که مولا در اون کوفه شبها کوله باری به دوش دادرس گرسنگان و فقیران بود .در کوچه های تاریک کوفه قدمهای مبارکتت برای کسانی که به امدنت و آوردن نان و خرمایی عادت کرده بودند، اشنا می نمود و شاید هم هیچ گاه تو را نشناختند مگر زمانی که .....
حالا چه طور ممکن بود در مجالسی که به خاطر ذکر مصیبت و یاد مظلومیتت بر پا می شود .در جمعی که همگی ذکر شبانه شان اَللّهُمَّ العَن قَتَلَةَ اَمیرَالمومنینَ بود ، نیایی .
علی جان به خودم امیدواری می دادم که حتما امدی و نگاهی به چهره سیاهم نموده ای و بر بیچارگی و حیرانی ام ، دعا نمودی . اما ای کاش می شد می توانستم قامت مردی خسته را ببینم که در بین جمعیت ایستاده و ندای یا علی مددی انها پاسخ می دهد .ای کاش می توانستم او ارا هم ببینم که دست به منبر مسجد دارد و همصدا با بچه های هیات ذکر تو را بر لب دارد .
راستش این شب قدر هم مانند شبهای قدر این چند سال گذشت و من دلخوش به بخشش و عنایت خداوند و شفاعت شما و خانم بی بی (س) دارم . اما امروز هنگام جوشن کبیر به ذهنم رسید که اومدیم در این شبها هم خدا گناهان یک ساله ام را بخشید و مولا صاحب الزمان عج هم نامه اعمال و مقدرات تعین شده ام را امضاء نمود ولی ......
سال دیگر چه ؟ ایا باز هم مثل امسال و سالهای قبل باید بنشینم و از گناهانی استغفار کنم که در این چند سال هر شب قدری قول داده بودم که ترکشون کنم .اما چه سود که هر سال به بهانه و به گونه ای دیگر مبتلا به انها شده ام و دام کثرت گناه و شهوت گرفتار .
با خودم گفتم اگه در این شبها خدا کسی ببخشه و اون در این شبها بمیره اون دنیا چه سرنوشتی درانتظارش خواهد بود . ایا باید باید بازهم به خاطرگناهانی که کرده در جهنم سوزان دوری از پروردگار مهربونش اسیر باشه . یا اینکه کسی که خدا در ان شبها توبه اونی قبول میکنه دیگه هیچ مواخذه ای از انچه که در گذشته انجان داده نخواهد و داشت و در پناه عنایات رحیمانه خدای خویش در سرا و استان حضرت دوست خواهد بود ؟
شاید من پاسخ درستی به این پرسشم نداشته باشم ولی امسال واقعا از خدا خواستم اگر فرصت توبه و بخش گناهان داشتم ، در شب قدر و سحر خاطره انگیز زندگی ام بمیرم .
چه زیبا و مبارک خواهد بر کسی که شب تولد و مرگش شب قدر باشد
روزها فکر من اینست و همه شب سخنم
که چرا غافل از احوال دل خویشتنم
از کجا آمده ام، آمدنم بهر چه بود؟
به کجا میروم؟ آخر ننمایی وطنم
مانده ام سخت عجب، کز چه سبب ساخت مرا
یا چه بوده است مراد وی ازین ساختنم
جان که از عالم علوی است، یقین میدانم
رخت خود باز برآنم که همانجا فکنم
مرغ باغ ملکوتم، نیم از عالم خاک
دو سه روزی قفسی ساخته اند از بدنم
ای خوش آنروز که پرواز کنم تا بر دوست
به هوای سر کویش، پر و بالی بزنم
کیست در گوش که او میشنود آوازم؟
یا کدامست سخن می نهد اندر دهنم؟
کیست در دیده که از دیده برون مینگرد؟
یا چه جان است، نگویی، که منش پیرهنم؟
ا به تحقیق مرا منزل و ره ننمایی
یک دم آرام نگیرم، نفسی دم نزنم
می وصلم بچشان، تا در زندان ابد
از سرعربده مستانه به هم در شکنم
من به خود نامدم اینجا، که به خود باز روم
آنکه آورد مرا، باز برد در وطنم
تو مپندار که من شعر به خود میگویم
تا که هشیارم و بیدار، یکی دم نزنم
شمس تبریز، اگر روی به من بنمایی
والله این قالب مردار، به هم در شکنم
شما دو نفر و همه فرزندان و خانوادهام و هر كس را كه اين نامهام به او مىرسد سفارش مىكنم به تقواى الهى و نظم كارتان و اصلاح ميان خودتان، چرا كه از جدتان صلى الله عليه و آله و سلم شنيدم كه فرمود: «اصلاح ميان دو كس از انواع نماز و روزه برتر است.»
خدا را خدا را درباه يتيمان در نظر آريد، هر روز به آنان رسيدگى كنيد و حتى يك روز دهان آنان را خالى نگذاريد و مبادا در حضور شما تباه شوند.
خدا را خدا را درباه همسايگان در نظر داريد، كه آنان سخت مورد سفارش پيامبرتان هستند، پيوسته به همسايگان سفارش مىكرد تا آنجا كه پنداشتم آنان ارث بر خواهد نمود.
خدا را خدا را درباره قرآن ياد كنيد، مبادا ديگران به عمل به آن بر شما پيشى گيرند.
خدا را خدا را درباره نماز ياد كنيد كه آن ستون دين شماست.
خدا را خدا را درباره خانه پروردگارتان ياد كنيد، تا زنده هستيد آن را خالى و (خلوت) نگذاريد; كه اگر اين خانه متروك بماند ديگر مهلت نخواهيد يافت.
خدا را خدا را درباره جهاد در راه خدا به مال و جان و زبانتان ياد آريد، و بر شما باد به همبستگى و رسيدگى به يكديگر، و بپرهيزيد از قهر و دشمنى و بريدن از هم. امر به معروف و نهى از منكر را رها نكنيد كه بدانتان بر شما چيره مىشوند آن گاه دعا مىكنيد ولى مستجاب نمىگردد.
شبهای نوزدهم ، بیست ویکم وبیست وسوم ماه مبارک رمضان
شب نوزدهم :
اول شبهای قدر است وشب قدر همان شبی است که در تمام سال شبی به خوبی وفضیلت آن نمی رسد وعمل در آن بهتر است از عمل در هزار ماه ودر آن شب تقدیر امور سال می شود وملائکه وروح که اعظم ملائکه است درآن شب باذن پروردگار بزمین نازل می شوند وبخدمت امام زمان علیه الستلام مشرف می شوند وآنچه برای هر کس مقدر شده است بر امام علیه السلام عرض می کنند واعماال شب قدر بر دو نوع است ، یکی آنکه در هر سه شب باید کرد ودیگر آنکه مخصوص است بهر شبی.
اما اعمالی که در هر سه شب مشترک است وباید انجام داد :
اول : غسل است ( مقارن غروب آفتاب ، که بهتر است نماز شام را با غسل خواند )
دوم : دو رکعت نماز است که در هر رکعت بعد از حمد هفتمرتبه توحید بخواند وبعد از فراغ هفتاد مرتبه اَستَغفُرِاللهَ وَاَتوبُ اِلَیهِ ودر روایتی است که از جای خود بر نخیزد تا حقتعالی او وپدر ومادرش را بیامرزد.
سوم : قرآن مجید را بگشاید وبگذارد در مقابل خود وبگوید : اَللّهُمَّ اِنّی اَسئَلُِکَ بِکِتابِکَ المُنزَلِوَمافیهِاسمُکَالاَکبَرُو،اَسماؤُکَ الحُسنی وَیُخافُ وَ یُرجی اَن تَجعَلَنی مِن عُتَقائِکَ مِنَ النّار پس هر حاجت که دارد بخواند
چهارم : مصحف شریف را بگیرد وبر سر بگذارد وبگوید :
اَللّهمَّ بِحَقِّ هذاالقُرآنِ وَ بِحَقِّ مَن اَرسَلتَه بِه وَبِحَقِ کُلِّ مومنٍ مَدَحتَه ُ فیهِ وَبِحَقِّکَ عَلَیهِم فلا اَحَدَ اَعرَفُبِ بِحَقِّکَ مِنکَ
ده مرتبه بگوید : بِکَ یا الله
ده مرتبه : بِمُحَمَّدٍ
ده مرتبه : بِعلیٍّ
ده مرتبه : بِفاطِمَةَ
ده مرتبه : بِالحَسَنِ
ده مرتبه : بِالحُسَین ِ
ده مرتبه : بِعلیّ بنِ الحُسین
ده مرتبه : بِمُحَمَّدِ بنِ عَلِیٍّ
ده مرتبه : بِجَعفَر بنِ مُحَمَّدٍ
ده مرتبه : بِموُسی بنِ جَعفَر ٍ
ده مرتبه : بِعلیِّ بنِ عَلیٍّ
ده مرتبه : بِعَلِیِّ بنِ مُحَمَّدٍ
ده مرتبه : بِالحَسَنِ بنِ عَلِیٍّ
ده مرتبه : بِالحُجَّةِ
پس هر حاجتی داری طلب کن .
پنجم : زیارت امام حسین (ع) است؛ که در خبر است که چون شب قدر میشود منادی از آسمان هفتم ندا میکند که حق تعالی آمرزید هر کسی را که به زیارت قبر امام حسین (ع) آمده .
ششم : احیا داشتن این شبها است که در روایت امده هر کس احیا کند شب قدر را گناهان او آمرزیده شود هر چند به عدد ستارگان آسمان وسنگینی کوهها وکیل دریاها باشد .
هفتم : صد رکعت نماز کند که فضیلت بسیار دارد ، وافضل آنست که در هر رکعت بعد از حمد ده مزتبه توحید بخواند .
هشتم : بخواند :اَللّهُمَّ اِنّی اَمسَیتُ لَکَ عَبدًا داخِرًا لا اَملِکُ لِنَفسی وَ اَعتَرِفُ ....
اما اعمالی که مخصوص هر شب است وباید انجام داد :
شب نوزدهم :
اول : صد مرتبه اَستَغفُرِاللهَ رَبی وَاَتوبُ اِلَیه
دوم : صد مرتبه اَللّهُمَّ العَن قَتَلَةَ اَمیرَالمومنینَ
سوم : بخواند یا ذَالَّذی کانَ ...
چهارم : بخواند دعای اَللّهَمَّ اجعَل فیما تَقضی وَ....
شب بیست ویک : فضیلتش زیادتر از شب نوزدهم است ، و باید اعمال آن شب را از غسل واحیاء وزیارت ونماز ، هفت قل هوالله وقرآن بر سر گرفتن وصد رکعت نماز ودعای جوشن کبیر وغیر در این شب بعمل آورد ، در روایات تاکید شده در غسل واحیاء وجدّ وجهد در عبادت در این شب و شب بیست وسوم .
إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ*****وَمَا أَدْرَاكَ مَا لَيْلَةُ الْقَدْرِ
لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِّنْ أَلْفِ شَهْرٍ
سَلَامٌ هِيَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ
ما آن( قرآن) را در شب قدر نازل كرديم!(1)
و تو چه مىدانى شب قدر چيست؟!(2)
شب قدر بهتر از هزار ماه است!(3)فرشتگان و «روح» در آن شب به اذن پروردگارشان براى (تقدير) هر كارى نازل مىشوند.(4)
شبى است سرشار از سلامت (و بركت و رحمت) تا طلوع سپيده!(5)
راستش غروبی به مولا حضرت علی فکر می کردم که چه قدر صبر و شکیبایی داشت . چه قدر دل بزرگی داشت که با این همه بی مهری و کم لطفی یاران و همشهریان و مدعیان ناشکیبایی نمی کرد . آقا جون فدای اون دل پر غصه تون . به خدا سخت که در برابر اهانت و بی مهری ها اطرافیان ....
دیدم که دیگه نمی تونم توی خونه بمونم بعد از افطار راه افتادم رفتم هیات . چند ماهی بود که دعای توسل نرفته بودم . با این حال زارم ازشون گدایی کردم که کمکم کنند . و تنها نذارند . گفتم بهشون تنها امیدم شفاعتشون پیش خدای مهربون هست.
یاد خیلی از دوستان و همراهان هم بودم و براشون دعا کردم . گفتم شاید شب قدری توفیق نداشتم ...
اما اخر دعا از آقا امام زمان عح خواستم که امسال شب قدری .......
مثل همیشه قبل ازاینکه دعا تموم بشه و دوستان از مسجد بیان بیرون بلند شدم و ....
به خودم گفتم تا کی باید در تاریکی بمونم و حسرت روشنایی داشته باشم . تاکی باید چشم انتظار باشم تام هم به درگاه ملکوتی خودش راه بده .
گفتم بنده ناپاک خدا ، تو به چه بهانه ای می خوای از این همه حجاب گذر کنی و به کدام ذکر تو را بطلبند .
اخه به نمازی که می خونی امید داری ، نمازی که در اون همه چیز هست جز توجه به حضور خدا
به اشکهای جاری و سوز دلی که نداری
به شب زنده داری و بی خوابی هایت که چند سالی است ، توفیق ان را از تو دریغ کرده اند.
در دنیایی که زمین و زمان به ذکر او مشغولند ، صدا و نوای تهی از اخلاص تو به کجا خواهد رسید .
به ترک گناهی غره هستی که خود به بهانه خانم بی بی (س) توفیق ترک ان را در این چند ماه به تو داده است . و در حالی که خود بارها نزدیک بود دوباره به ان بازگردی .
اره خدای من نماز من ، یاد تو در سینه من ، ذکر تو بر لبانم ، شوق نگاه تو در چشمانم ، سیاه خطهای من هیچ کدام به هیچ نمی ارزد که به بهای انها مرا دریابی و به مهمانی ات بخوانی .
اره خدا مهربون من ، من گرفتارتر و آلوده تر از انم که به ترک گناهی و دوری از لذتی پاک و شایسته حضور در درگاه قدوسی ات شوم .
اما خدای من بر تو پوشیده نیست و بر من هم آشکار هست که ....
نمی دانم این شبهای باقی مانده بر من چه خواهد گذشت اما ...
به جلالت قسم که دلم برای فریاد یا ربنا الهی العفو تنگ شده
به بزرگی ات سوگند که دلم هوای مناجات های شبانه را دارد ، اما چه سود که ..
باز چشم به جاده خواهم داشت تا تو بیایی و نامه ام در شب قدری بپذیری و ان را امضاء کنی
سبکی و خنکی هوا من ذوق می اورد که زود زود نفس بگشم و سینهام از همه چیزهایی که سنگینش می کردند خالی کنم . پرنده ها و خصو صا گنجشکها هم جا به جا و را ه به راه صدای اوازشون می یومد .
وقتی به محل کارم رسیدم چون تنها بودم و کسی نیومده بود با خودم ذکر می گفتم ، بلند بلند .
اما .....
اخر وقت داداشم زنگ زد و ازم ... . و من هم مجبور شدم برخلاف میلم به شهر برم . همیشه از شهر رفتم ناراحت می شم و گاهی می شه هفته ها شهر نمی رم .
وای خدای من ، چه قدر می شه مواظب بود و نگاه نکرد . چه قدر می شه هوس الود چشم ندوخت به کسی که از کنارت رد می شه . چه قدر و چه مدت و چند بار .....
ای کاش فقط همین نظر ها و نگاه ها بود . چون همین تیپ ظاهری فجیع بعضی از این بندگان خدا خبر و نشان از چیزهای هست که دامنه اون به خیلی ها و کار های دیگه کشیده خواهد شد .
چه خبر ؟ و چه خواهد شد ؟ و به کجا می رویم ؟
به خدا بعضی اوقات به دوستام می گم که این زمونه سالم موندن و خوب بودن کار هرکس نیست .
از دختر و پسرش همشون در معرض افات اخر الزمانی هستند و خواه و ناخواه مبتلا به اون هستند.
همیشه می ترسم که عاقبت من چه خواهد با چه کسی خواهد بود اینده ...
ای کاش می تونستم خودم از این مهلکه نجات بدم یکبار دیگه در گرداب غفلتهای گذشته گرفتار نشم و بتونم در مسیر هدایت خدایی ثابت قدم باشم .
مُناجاةُ اَمير المؤمنين (عليه السلام)
اَللّـهُمَّ اِنّي اَسْاَلُكَ الاَْمانَ يَوْمَ لا يَنْفَعُ مالٌ وَلابَنُونَ اِلاّ مَنْ اَتَى اللهَ بِقَلْب سَليم،
وَاَسْاَلُكَ الاَْمانَ يَوْمَ يَعَضُّ الظّالِمُ عَلى يَدَيْهِ يَقُولُ يا لَيْتِني اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبيلاً
وَاَسْاَلُكَ الاَْمانَ يَوْمَ يُعْرَفُ الُْمجْرِمُونَ بِسيمـاهُمْ فَيُؤْخَذُ بِالنَّواصي وَالاَْقْدامِ
وَاَسْاَلُكَ الاَْمانَ يَوْمَ لا يَجْزي والِدٌ عَنْ وَلَدِهِ وَلا مَوْلُودٌ هُوَ جاز عَنْ والِدِهِ شَيْئاً اِنَّ وَعْدَ اللهِ حَقٌّ
وَاَسْاَلُكَ الاَْمانَ يَوْمَ لا يَنْفَعُ الظّالِمينَ مَعْذِرَتُهُمْ وَلَهُمُ اللَّعْنَةُ وَلَهُمْ سُوءُ الدّارِ
وَاَسْاَلُكَ الاَْمانَ يَوْمَ لا تَمْلِكُ نَفْسٌ لِنَفْس شَيْئاً وَالاَْمْرُ يَوْمَئِذ للهِ
مشاهده متن کامل مُناجاةُ اَمير المؤمنين (عليه السلام) در ادامه مطلب
عيسی مسيح :
.....« هیچ کس چراغ را روشن نمی کند تا پنهانش سازد! بلکه آن را در جایی می آویزد که نورش بر هر که وارد اتاق می شود بتابد. چشم نیز چراغ وجود است .
چشم پاک همچون تابش آفتاب اعماق وجود انسان را روشن می کند .
اما چشم ناپاک و گناه آلود جلو تابش نور را می گیرد و انسان را غرق تاریکی می سازد .
پس هشیار باشید مبادا بجای نور تاریکی بر وجودتان حکفرما باشد !
اگر باطن شما نورانی بوده و هیچ نقطه تاریکی در آن نباشد آنگاه سراسر وجودتان درخشان خواهد بود گویی چراغی پر نور بر شما تابیده است. »
انجیل - لوقا - بخش11 - آیات 33 الی 36
امام علی علیه السلام :
از ايمان پرسيدند ، جواب داد:
1ـ شناخت پايه هاى ايمان : ايمان بر چهار پايه استوار است : صبر ، يقين ، عدل و جهاد . صبر نيز بر چهار پايه قرار دارد . شوق ، هراس ، زهد و انتظار. آن كس كه اشتياق بهشت دارد ، شهوت هايش كاستى گيرد ، و آن كس كه از آتش جهنّم مى ترسد ، از حرام دورى مى گزيند ، و آن كس كه در دنيا زهد مى ورزد ، مصيبت را ساده پندارد ، و آن كس كه مرگ را انتظار مى كشد در نيكى ها شتاب مى كند . يقين نيز بر چهار پايه استوار است : بينش زيركانه ، دريافت حكيمانة واقعيت ها ، پند گرفتن از حوادث روزگار ، و پيمودن راه درست پيشينيان . پس آن كس كه هوشمندانه به واقعيت ها نگريست ، حكمت را آشكارا بيند ، و آن كه حكمت را آشكارا ديد ، عبرت آموزى را شناسد ، و آن كه عبرت آموزى شناخت گويا چنان است كه با گذشتگان مى زيسته است . و عدل نيز بر چهار پايه بر قرار است : فكرى ژرف انديش ، دانشى عميق و به حقيقت رسيده ، نيكو داورى كردن و استوار بودن در شكيبايى . پس كسى كه درست انديشد به ژرفاى دانش رسيد و آن كس كه به حقيقت دانش رسيد ، از چشمة زلال شريعت نوشيد ، پس كسى كه شكيبا شد در كارش زياده روى نكرده با نيكنامى در ميان مردم زندگى خواهد كرد . و جهاد نيز بر چهار پايه استوار است : امر به معروف ، نهى از منكر ، راستگويى در هر حال ، و دشمنى با فاسقان . پس هر كس به معروف امر كرد ، پشتوانه نيرومند مؤمنان است ، و آن كس كه از زشتى ها نهى كرد ، بينى منافقان را به خاك ماليد ، و آن كس كه در ميدان نبرد صادقانه پايدارى كند حقّى را كه بر گردن او بوده ادا كرده است ، و كسى كه با فاسقان دشمنى كند و براى خدا خشم گيرد ، خدا هم براى او خشم آورد ، و روز قيامت او را خشنود سازد .
2ـ شناخت اقسام كفر و ترديد : و كفر بر چهار ستون پايدار است : كنجكاوى دروغين. ستيزه جويى و جُدُل ، انحراف از حق و دشمنى كردن . پس آن كس كه دنبال توهم و كنجكاوى دروغين رفت به حق نرسيد .و آن كس كه به ستيزه جويى و نزاع پرداخت از ديدن حق نابينا شد ، و آن كس كه از راه حق منحرف گرديد ، نيكويى را زش ، و زشتى را نيكويى پنداشت و سر مست گمراهى ها گشت ، و آن كس كه دشمنى ورزيد پيمودن راه حق بر او دشوار و كارش سخت ، و نجات او از مشكلات دشوار است . و شك چهار بخش دارد : جدال در گفتار ، ترسيدن ، دو دل بودن ، و تسليم حوادث روزگار شدن . پس آن كس كه جدال و نزاع را عادت خود قرار داد از تاريكى شُبهات بيرون نخواهد آمد و آن كس كه از هر چيزى ترسيد همواره در حال عقب نشينى است ، و آن كس كه در ترديد و دودلى باشد زير پاى شيطان كوبيده خواهد شد ، و آن كس كه تسليم حوادث گردد و به تباهى دنيا و آخرت گردن نهد ، و هر دو جهان را از كف خواهد داد .
اَللّـهُمَّ اِنّي أَسْأَلُكَ بِرَحْمَتِكَ الَّتي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْء، وَبِقُوَّتِكَ الَّتي قَهَرْتَ بِها كُلَّ شَيْء، وَخَضَعَ لَها كُلُّ شَيء، وَذَلَّ لَها كُلُّ شَيء، وَبِجَبَرُوتِكَ الَّتي غَلَبْتَ بِها كُلَّ شَيء، وَبِعِزَّتِكَ الَّتي لا يَقُومُ لَها شَيءٌ، وَبِعَظَمَتِكَ الَّتي مَلاََتْ كُلَّ شَيء، وَبِسُلْطانِكَ الَّذي عَلا كُلَّ شَيء، وَبِوَجْهِكَ الْباقي بَعْدَ فَناءِ كُلِّ شَيء، وَبِأَسْمائِكَ الَّتي مَلاََتْ اَرْكانَ كُلِّ شَيء، وَبِعِلْمِكَ الَّذي اَحاطَ بِكُلِّ شَيء، وَبِنُورِ وَجْهِكَ الَّذي اَضاءَ لَهُ كُلُّ شيء،
يا نُورُ يا قُدُّوسُ، يا اَوَّلَ الاَْوَّلِينَ وَيا آخِرَ الاْخِرينَ،
اَللّهُمَّ اغْفِرْ لِي الذُّنُوبَ الَّتي تَهْتِكُ الْعِصَمَ، اَللّـهُمَّ اغْفِـرْ لِي الذُّنُوبَ الَّتي تُنْزِلُ النِّقَمَ، اَللّهُمَّ اغْفِرْ لِي الذُّنُوبَ الَّتي تُغَيِّـرُ النِّعَمَ، اَللّـهُمَّ اغْفِرْ لي الذُّنُوبَ الَّتي تَحْبِسُ الدُّعاءَ، اَللّـهُمَّ اغْفِرْ لِي الذُّنُوبَ الَّتي تُنْزِلُ الْبَلاءَ، اَللّهُمَّ اغْفِرْ لي كُلَّ ذَنْب اَذْنَبْتُهُ، وَكُلَّ خَطيئَة اَخْطَأتُها
مشاهده متن کامل دعای کمیل در ادامه مطلب
راستش اصلا به ذهنم نمی رسید . تا اینکه بابا همه ما رو جمع کرد و بهمون گفت: مادرتون از پیشمون رفته . وای خدای من باورم نمی شد تو که هنوز خیلی جوان بودی . آخه هنوز یک بچه شیرخواره داشتی . گفت رفتی پیش خدا و پیش دایی مرتضی . اره مادر خوبم سیزده سال از تو دور افتادم و اما مهر مادری ات همیشه شامل ما بوده و از دعای خیر تو بهره مند بودیم .
خودت می دونی تموم دلخوشی من از محل کارم این هست که در کنار ارامگاه تو هستم و هر روز می ببینمت . ولی من هر چه دارم از آن توست و تمام تلاش من شادی روح مهربانت خواهد بود . مادرم ای کاش در کنارم بودی و می توانستم یکبار دیگر دستانت را ببوسم و .......
درباره خوابی که هم دیدم نمی دونم باید چه تعبیرش کنم . فعلا که تصمیم گرفتم به نوشتن در این جا ادامه بدم تا بعد .......
الهي
تا ازمهر تو اثر آمد ، همه مهرها به سر امد
الهي
من کي ام که تو را خواهم ! چون من از قیمت خویش آگاهم
دل و دوست یافتن ، پادشاهی است
بی دل و دوست زیستن ، گمراهی است
گفت نوشی است همه زهر ، و خاموشی زهری است همه نوش
خدای من شکر و سپاس بر مهربانی و لطف بی پایانت
گرچه دو سه ساعتی وقتم گرفت ولی در جستجوی کلامی ازپیامبر اعظم تونستم تمام نوشته های پاک شده ام جز یک مورد بازیابی کنم و در وبلاگ قرار بدم
خدایا چه کردم با خودم و چه کردی تو با من
خیلی زود عقوبتم کردی شاید هم نه حکمتی در کار بود
من داشتم به وبلاگ خیلی دلبستگی پیدا می کردم
به هر حال امروز اکثر شرح حال نوشته های من خصو صا در این دو سه ماه پاک شد
امروز در محل کار اصلا حال نداشتم برعکس همیشه که ... همه از من گله مند بودند که چرا ..
گرچه ته دلم به این چیزی که انجام شده یکم دلخوشی دارم که این در چند روز اینده معلوم میشه
نمیدونم شاید دیگه اینجا ننویسم و باز به دفتر خاطرات و احوالاتم مراجه کنم و اونجا ادامه بدم ..
و شاید یک تغییر در هدف و برنامه خودم در وبلاگ بدم .
امیدوارم که خدا خیر و عنایتش از من به خاطر .......
یا الهی و سیدی و مولای و ربی
صبرت علی عذابک فکیف اصبر علی فراقک
از دیشب به این فکر افتادم که به چه بهانه ای خدا می پرستیم
بخاطر بهشت ، جهنم ، ترس از عقوبتش ، به خاطر این که مال و ثروتی که بهمون داده و ...
نمی دونم شاید نباید به این چیزها فکر کنم چون نه معرفتش دارم و نه ظرفیتش
الهی
عاحز و سرگردانم! نه آنچه دانم! دارم، و نه آنچه دارم، دانم !
الهی
چون توانستم ،ندانستم ، و چون دانستم ، نتوانستم
آه از این علم ناآموخته ! گاه درغرقم ازاو ، و گاه سوخته
اَللّهُمَّ اِنّى
خدايا من ستايش را
اَفْتَتِحُ الثَّنآءَ بِحَمْدِكَ وَاَنْتَ مُسَدِّدٌ لِلصَّوابِ بِمَّنِكَ وَاَيْقَنْتُ اَنَّكَ اَنْتَ
بوسيله حمد تو مى گشايم و تويى كه به نعمت بخشى خود بندگان را به درستى وادارى و يقين دارم كه براستى تو
اَرْحَمُ الرّاحِمينَ فى مَوْضِعِ الْعَفْوِ وَالرَّحْمَةِ وَاَشَدُّ الْمُعاقِبينَ فى
مهربانترين مهربانانى اما در جاى گذشت و مهربانى ولى سخت ترين كيفركننده اى در
مَوْضِعِ النَّكالِ وَالنَّقِمَةِ وَاَعْظَمُ الْمُتَجَبِّرينَ فى مَوْضِعِ الْكِبْريآءِ
جاى شكنجه و انتقام و بزرگترين جبارانى در جاى بزرگى و
وَالْعَظَمَةِ اَللّهُمَّ اَذِنْتَ لى فى دُعآئِكَ وَمَسْئَلَتِكَ فَاسْمَعْ يا سَميعُ
عظمت خدايا تو به من اجازه دادى در اين كه بخوانمت و از تو درخواست كنم پس اى خداى شنوا
اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ مِنْ بَهاَّئِكَ
خدايا از تو خواهم به درخشنده ترين مراتب
بِاَبْهاهُ وَكُلُّ بَهاَّئِكَ بَهِىُّ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِبَهاَّئِكَ كُلِّهِ اَللّهُمَّ اِنّى
درخشندگيت با اينكه تمام مراتب آن درخشنده است خدايا درخواست كنم به همه مراتب درخشندگيت خدايا از
اَسْئَلُكَ مِنْ جَمالِكَ بِاَجْمَلِهِ وَكُلُّ جَمالِكَ جَميلٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ
تو خواهم به زيباترين مراتب جمالت با اينكه تمام مراتب جمالت زيبا است خدايا از تو خواهم
بِجَمالِكَ كُلِّهِاَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ مِنْ جَلالِكَ بِاَجَلِّهِ وَكُلُّ جَلالِكَ
به همه مراتب جمالت خدايا از تو خواهم به باشكوهترين مراتب جلالت با اينكه تمام مراتب جلال تو
جَليلٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِجَلالِكَ كُلِّهِ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ مِنْ
باشكوه است خدايا از تو خواهم به همه مراتب جلالت خدايا از تو خواهم به
عَظَمَتِكَ بِاَعْظَمِها وَكُلُّ عَظَمَتِكَ عَظَيمَةٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ
بزرگترين مرتبه عظمتت با اينكه تمام مراتب عظمتت بزرگ است خدايا از تو خواهم
بِعَظَمَتِكَ كُلِّها اَللّهُمَّ اِنّى اَسَئَلُكَ مِنْ نُورِكَ بِاَنْوَرِهِ وَكُلُّ نُورِكَ نَيِّرٌ
به همه مراتب عظمتت خدايا از تو خواهم به نورانى ترين مراتب روشنيت با اينكه تمام مراتب روشنيت نورانى است
مشاهده متن کامل دعای سحر ماه رمضان در ادامه مطلب
یا علی یا عظیم یا غفور یا رحیم
انت الرب العظیم الذی لیس کمثله شی و هو السمیع البصیر و هذا شهر عظمته و کرمته و شرفته و فضلته علی الشهور و هو الشهر الذی فرضت صیامه علی و هو شهر الرمضان الذی انزلت فیه القرآن هدی للناس و بینات من الهدی و الفرقان وجعللت فیه لیله القدر وجهلتها خیرا من الف الشهر فیاذ المن ولا یمن علیک من علی بفکاک رقبتی من النار فیمن تمن علیه و ادخلنی الجنه برحمتک یا ارحم الراحمین
باز هم ندای مناجات سحر گاهی به گوش می رسد و من هنوز نمی توانم با خود خودم هم زبان شوم
نمی دانم چرا در این همه سال به این چند روز امید دارم
گویی باورم شده که مرا در این ماه خواهذد بخشید ، گاهی به خودم می گم به چه بهانه ای تو را ببخشد ، به کدامین مناجات و کدام ترک گناه ، به کدام صواب و کدام عمل خیر
به کدامین لحظه ، به کدامین قطره اشک ، تو که این همه مدت حتی ساعتی اشک نیاز بر چشمانت جاری نشده
اما اما اما ....
با همه این احوالاتم به یاد یک ذکر قدیمی می افتم که سالها با خواندش حالی داشتم و شوری
شاید خیلی ها این دعا ایام مبارک تلاوت می کنند .اما برای من و ان ایام و احوالات سالهای اول اشنایی ام با تو ، ذکری بود اتشین که همیشه خواندنش در من شوری و شوقی دیگر باری طمع به بزرگواری و بخشنده گی ات پدید می اورد
باز هم با فریادی در سینه خسته ام می خوانمش تا شاید باز .......
اللهم ادخل علی اهل القبور السرور اللهم اغن کل فقیر اللهم اشبع کل جائع اللهم اکس کل عریان اللهم اقض دین کل مدین اللهم فرج عن کل مکروب اللهم رد کل غریب اللهم فک کل اسیر اللهم اصلح کل فاسد من امور المسلمین اللهم اشف کل مریض اللهم سد فقرنا بغناک اللهم غیر سوء حالنا بحسن حالک الهم اقض عنا الدین و اغننا من الفقر انک علی کل شی قدیر