ای شادی من ، غصه من ، ای غم من
ای زخم درون من و ای مرهم من
خدای من
روزهایی نه چندان زیاد از ماه رمضان گذشته،امروز وقتی داشتم نوشته های ایام پیشین می خوندم . دیدم به همون احوالاتی رسیدم که ترس از انها را داشتم.
خدای من همیشه فکر می کردم که تو را شناختم ، اما به این باور رسیدم که این اندیشه وهمی بیش نبوده چون اگر به خداوندی و ربوبیتت اگر هم ذره ای معرفت داشتم ، روزگارم این نبود .
نمی دونم حساب و کتاب خداوندی ات چه گونه است و چگونه مقدرات بندگانت را تعیین می کنی؟
گاهی به خودم می گم اگه یک سلطان بودم و یک رعیت من در برابرم به من بی احترامی می کرد و یا درتنهایی خودش حرمت من نگاه نمی داشت ، با او چه می کردم ؟
نسبت به کسی که بارها در برابر من ابراز ندامت و پشیمانی کرده ولی بار دیگر نافرمانی نموده ، چه خواهم کرد؟
نسبت به کسی که بارها ادعای وفاداری و محبت داشته ولی در پنهان و اشکارا دل به دیگری سپرده است چه خواهم کرد ؟
به کسی که به تمامی نعمتها و فرصتهایی که به او داده ام ناشکر و ناسپاس باشد چه سرنوشتی را رقم خواهم زد ؟؟؟
می دانم که هیچ گاه من و دیگران نمی توانیم به مهربانی و بزرگواری تو باشیم ،اما.......
خدای من باز گرفتار و مبتلا به کثرت گناه به سویت امده ام .
خدای من در مهلکه گناه و غفلت نیز بیاد توام اما چه سود ، که سخت اسیر نفس سرکش و هوس الود خویشم .
خدای من ، خواهم ایستاد و در انتظار روزی می مانم که حجاب از دیدگانم برداشته شود و نور حقیقت تو را ببینم .
خدای من هرچند مبتلاو مریض باشم، باز به مبارزه با این نفس لجام گسیخته خود خواهم کوشید و به امید رهایی از دام غفلت و عصیان می ایستم و میدان را به نفس خود نمی سپارم .
تو را می جویم هرچند به بهای همه سالهای عمرم باشد .
هرچند ضعیف باشم و خسته ، هرچند سراسر روح و روان پریشانم را زخمهای کهنه گناه فرا گرفته باشد ، اما .....
تو خود می دانی که دوستت دارم و سالهاست که برای وصل تو می کوشم و شاید باید سالهایی دیگر را ..
راستش نمی تونم گلایه ای از اوضاع مالی و کاری و حتی اجتماعی ام داشته باشم . شاید وضعیت فعلی من برای خیلی ها هم ارزویی بعید باشد. و هیچ بهانه ای ندارم که که از تو طلب بخشش نمایم جز امید به سابقه الطاف و عنایاتت.
تصمیم گرفتم که نذر کنم اگر مشکلام حل شد و کارها به سامان شد به مشهدالرضا به پابوسی اقا برم ولی الان که دارم می نویسم مصمم شدم که به زیارت خانه ات و بیت المعمور زمینی ات مشرف شوم و در کنار گنبد سبز ارض و ماه گمشده عرش تو را به گدایی بخوانم و بند از این نفس آلوده ام باز کنم و در حریم و استان خوبانت مرا به بهانه تمامی ضعف و بیچارگی ام ببخشی و به درگاه محبان و دوستان راه دهی .
آمین