تبليغاتX
ذکرهای فراموش شده

ذکرهای فراموش شده

یادداشتهای یک گنهکار

اعمال مشتركه ماه رمضان

ذكر دعا در هر روز

تسبيحات هر روز ماه رمضان
صلوات هر روز ماه رمضان

دعاى سحرهاى ماه مبارك رمضان

متن عربی سوره های قرآن

ترجمه فارسی سوره های قرآن

تفسیر سوره های قرآن

ترتیل قرآن

 

یا علی یا عظیم یا غفور یا رحیم

انت الرب العظیم الذی لیس کمثله شی و هو السمیع البصیر و هذا شهر عظمته و کرمته و شرفته و فضلته علی الشهور و هو الشهر الذی فرضت صیامه علی و هو شهر الرمضان الذی انزلت فیه القرآن هدی للناس و بینات من الهدی و الفرقان وجعللت فیه لیله القدر وجهلتها خیرا من الف الشهر فیاذ المن ولا یمن علیک من علی بفکاک رقبتی من النار فیمن تمن علیه و ادخلنی الجنه برحمتک یا ارحم الراحمین

 

اللهم ادخل علی اهل القبور السرور اللهم اغن کل فقیر اللهم اشبع کل جائع اللهم اکس کل عریان اللهم اقض دین کل مدین اللهم فرج عن کل مکروب اللهم رد کل غریب اللهم فک کل اسیر اللهم اصلح کل فاسد من امور المسلمین اللهم اشف کل مریض اللهم سد فقرنا بغناک اللهم غیر سوء حالنا بحسن حالک الهم اقض عنا الدین و اغننا من الفقر انک علی کل شی قدیر

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386ساعت 22:36  توسط ممتحن   | 

در دنیای کوچک نهفته در سینه ام اشوبی بپاست .

خدای من تنهای تنهای در این وادی سرگردانم ...

نمی دانم شاید این انتظار بیش از اندازه من از اطرافیان و همنشینان با خودم است که مرا می رنجاند ...

زندگی برایم سخت و زجر آور شده است ...

خدای من به من صبر عطا کن ...

خدای من کمکم کن که همه این سختیها را به خاطر تو و برای اسایش و راحتی خلق تو تحمل کنم ..

خدای من تنها تو را می طلبم و تمام غصه من دوری از توست ..

ای کاش می شد که در راه هدایت به سوی تو می مردم ....

ای کاش می شد روزهایی را ببینم که همه مردم به هم محبت داشته باشند و از آزار یکدیگر دوری کنند ..

ای کاش هیچ وقت خانواده ام  را ناراحت و غمگین نمی دیدم ...

ای کاش ... ... کمی وسعت نظر داشتند و ...

ای کاش ... کمی انصاف داشت ...

ای کاش....

خدایا کمکم کن تا بتوانم خودم اینگونه باشم تا انتظار  داشته باشم که دیگران اینگونه باشند ....

ای کاش کسی هم می امد تا با او شرح غضه این سینه پر درد کنم از از این همه ....

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت 3:51  توسط ممتحن   | 

و ....

 تمام غمهای عالم بر دلم سنگینی می کند ...

 داغ جدایی بر سینه ام شعله ور می شود ...

 به این فکر می کنم که چه بهانه ای برای این همه دوری و هجران از تو دارم ....

 به سالهایی می اندیشم که در انتظار گشایش در کارم بودم ....

نمی دونم شاید برای ان همه گناه و عصیان باید سالهایی بیشتر از یک دهه ازعمرم را در انتظار کشتی نجات باشم ....

باز در کرانه دریا می نشینم و منتظر مطلع فجر می مانم تا  ....

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386ساعت 18:47  توسط ممتحن   | 

مولای من ، تنها امیدم .....
من که شروع کردم و یک چیزهایی ....
خدای من دارم به پایان  یک دهه از عمرم نزدیک می شم که .....
کمکم کن ، تا به طریق هدایت گام بردارم .....

و ماه رمضان می اید ............

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم شهریور 1386ساعت 19:14  توسط ممتحن   | 

و هر که از یاد خدا رخ بتابد ، شیطان را برانگیزیم تا یار و همنشین دائم او باشد .

 

و آن شیاطین همیشه آن مردم غافل را از راه خدا باز دارند و به ضلالت افکنند و آنها پندارند که هدایت یافته اند.

 

تا وقتی که از دنیا بسوی ما باز اید ، آنگاه با نهایت حسرت گوید : ای کاش میان من و آن شیطان  فاصله ای به دوری مشرق و مغرب بود ، که او بر من بسیار همنشین و یار بدی بود .

 

و ای ستمکاران پشیمانی هرگز در آن روز به حال شما سودی ندارد ، زیرا در دنیا  ظلم کردید و امروز با شیاطین البته در عذاب دوزخ شریک هستید.

 

ای رسول ما ، ایا تو این کران را چیزی توانی آموخت یا این کوران باطن را .

 

 و آنرا که دانسته به گمراهی میرود ، هدایت توانی کرد ؟

 

سوره زخرف ، آیات 40 - 36

+ نوشته شده در  جمعه دوم شهریور 1386ساعت 18:39  توسط ممتحن   |