تبليغاتX
ذکرهای فراموش شده

ذکرهای فراموش شده

یادداشتهای یک گنهکار

نمی دونم چرا از رفتن آبرو خودم نزد دوست، همسایه ، .... و مردم می ترسم ولی از خدا نه ....

چرا سعی می کنم توی جمع کاری نکنم که که دیگران من به چشم یک ادم ... 

ولی در خلوت و تنهایی از ارتکاب به عمل قبیح و گناه خودداری نمیکنم ...

نمی دونم چرا وقتی حال و احوال درستی ندارم ، پیش اولیای خدا نمی رم که مبادا حالات حیوانی من درک کنند و ازشون خجالت بکشم ...

ولی از روز قیامت و حساب و کتاب و خوندن اعمال خودم در پیشگاه خداوند و پیامبر و ائمه و تمام خلایق از اول تا به اخر ترس و واهمه ای ندارم ...

 از اینکه اونجا با وجود همه عنایات و توجهات حضرت حق و اولیاء پاک و مطهرش ، ابرو و شخصیتم و انسانیتم زیر سوال بره هیچ گاه به فکر نمی افتم که چه کار داره می کنم ..

 

تا کجا و تا کی این همه بی حیایی و بی شرمی و ناسپاسی ...

 

یا سیدی

 

لاتعجلنی بالعقوبه علی ماعملته فی خلواتی من سوء فعلی و اسائتی و دوام تفریطی و جهالتی و کثره شهواتی و غفلتی و ...

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آبان 1386ساعت 18:43  توسط ممتحن   |