تبليغاتX
ذکرهای فراموش شده

ذکرهای فراموش شده

یادداشتهای یک گنهکار

السلام عليک يا اباعبدالله

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم دی 1386ساعت 19:51  توسط ممتحن   | 

سالهاست که در بیایان گرم و سوزان زمانه خسته از همه گناه هانم در انتظار گذر کاروانی هستم ....

سالهاست که بیابانگردی پیشه کرده ام ، و چشم در راه مانده ام ...

کجایی ای ساقی من ...

کجایی ...

چشمانم دیگر جایی را نمی بیند و نوری را نمی یابد ...

حسین من ، کجاست ان وعده هایی که ...

حسین من باز هم منتظر خواهم ماند  تا شاید روزی بیایی و مرا کربلایی کنی ...

دوست دارم ....

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم دی 1386ساعت 21:30  توسط ممتحن   | 

خدایا دلم برای سجده های همراه عجز و نیازم ، تنگ شده ...

خدایا دلم برای با تو بودن و برای تو بودن تنگ شده ....

هیچ پناهی توی این دنیا جز تو ندارم ...

تنها وقتی به تو فکر می کنم به ارامش می رسم ...

یادی هم از این بنده حیران و گناهکارت کن ....

خدای من با همه گرفتاری و عصیانگری هایم باز ، دوست دارم ...

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم دی 1386ساعت 20:57  توسط ممتحن   |