اقا جون ممنون از لطف و عنایتت ..
از اینکه دل خاک گرفته این گرفتار دام بلا به سوی بارگاه اسمانی خودت پرواز دادی ...
فدات بشم ..
فدات شم اقا ....

+ نوشته شده در شنبه هجدهم اسفند 1386ساعت 17:37  توسط ممتحن
|
یادداشتهای یک گنهکار
از اینکه دل خاک گرفته این گرفتار دام بلا به سوی بارگاه اسمانی خودت پرواز دادی ...
فدات بشم ..
فدات شم اقا ....

دو شب که خواب می بینم ...
شب اول با یک سوز و ندای غربی نوای توبه داشتم ....
های های های های ای دل ای دل ای دل ...
و دیشب خواب دیدم که یک اقایی.......
من فدات شم اقا ..
من شرمنده تون هستم ...
وای وای وای ...
خودت باز دستم بگیر ...
اگه ما رو دوست نداری ، یک اشاره بسه مونه ..
خودتون بگید که این دل بمیره یا که بمونه ...