امروز از اینکه یکی از دوستانم از دستم ناراحت شده بود و باعث رنجش خاطرش شدم ، ناراحت بودم ...
از اینکه اون فکر کنه بهش خیانت کردم ، احساس بدی داشتم ...
اما نمی دونم چرا از اینکه با گناهان خودم موجب غضب و قهر خدا می شم نگرانی ندارم ...
با اینکه به عهدی که باهاش برای خوب بودن و خوب ماندن داشتم ، وفادار نبودم ...احساس شرمندگی و ندامت نمی کنم ...
چرا همیشه فکر می کنم ، خدا هیچ وقت نمی سوزونه ...
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387ساعت 21:38  توسط ممتحن
|
