تبليغاتX
ذکرهای فراموش شده

ذکرهای فراموش شده

یادداشتهای یک گنهکار

ستاره گمشده من ، صدیقه الشهیده .....

توی تموم گرفتاری هام همیشه ، وقتی درمونده می شم تنها چیزی که ارومم می کنه ، ذکر اسم شماست ....

می دونم که امسال زیاد تلاشی برای خوب بودن و خوب ماندن نکردم ...

اما همیشه بهانه ای برای توسل به شما دارم ...

ازتون کمک خواستم ، و باز تنهام نذاشتید ...

بی بی جان ، همیشه حسرت ایام گذشته رو می خورم ...

و بیادشون اشک می ریزم ...

و حسرت حضور در کوچه بنی هاشم به دلم مونده...

برام دعا کن و سلام من به مادرم برسون ...

یا علی مددی..

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم خرداد 1387ساعت 23:17  توسط ممتحن   | 

نمی دونم چرا  همون قدر که در حفظ دوستی و ارتباط با دوستان و اطرافیان در زندگی واقعی و دنیای مجازی تلاش میکنم به پایداری دوستی و وصل تو نمی پردارم ..

خدای من دلم برای روزها و شبهایی که تو تنهاترین دوست و همراز من بودی ، تنگ شده ..

خدای من دلم برای لحظاتی که به شکر الطاف و عنایات بی حد تو مشغول بودم ، تنگ شده ...

دلم هوای یک اشک صادقانه و خالصانه کرده ...

خدای من توی این دنیای غریب و پر از فریب تنها امیدم به رهایی از گرداب هلاک ، توجه توست ...

من تنها نذار و همراه من باش ...

خدای من کمکم کن در رابطه با دیگران همونی باشم که تو می خوای ..

نه اونی که نفس سرکش و هوس پیشه ام طلب می کنه ...

با همه غفلت و حیرتی که به اون مبتلا شدم بارهم وقتی جنبش برگ صنوبرهای کنار خونه می بینم بیادت گریه می کنم ..

هنوز وقتی به طلوع خورشید نگاه می کنم ، سرم بلند می کنم و اسمون خیره می شم و ازت تمنای یک نگاه ربوبی دارم ...

خدای من ای کاش همیشه برای تو نفس می کشیدم و هیچ وقت اسیر این دنیای هزار چهره نمی شدم ...

خدایا  به دوستام  کمک کن تا خوب باشند و خوب زندگی کنند ...

دوست دارم ...

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم خرداد 1387ساعت 17:29  توسط ممتحن   |