به خاطر همه افکار بچه گانه ام ، من ببخش ...
بسم الله ، شایدجوابی بود به همه سوالهایم ...
ممنون از اینکه به من نشون دادی که هنوز به من توجه می کنی ...
با اینکه این روزها زیاد احوالات درستی ندارم ...
اما مولای من ، هفته قبل خواستم که بیام جمکران ...
ولی نشد !!!!
امشب داشتم از کنار یک مجلس شما رد می شدم ، شنیدم که بارها صدا کردند که هر کی اسمش مهدی بیاد هدیه بگیره ، هر کی و هرچی هست ...
بهانه ای شد برام که باز به عنایتتون دلخوش کنم ...
اقاجون از اینکه ادای آدم خوبها در می یاریم ، شرمنده ام ....
و از خجالت نمی تونم که چیزی ازتون بخوام ...
خود می دانی که چه می خواهم و نیازم چیست ...
و اما امشب باز اینجا ماه نیمه ماه پشت ابرها پنهان شد!!!
از خودم می پرسم که این 313 چه قدر بزرگ است که هنوز !! ؟؟
راستی ، آیا کسی هنوز منتظر آمدنش هست ؟
