تبليغاتX
ذکرهای فراموش شده

ذکرهای فراموش شده

یادداشتهای یک گنهکار

بسم الله الرحمن الرحيم

إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ*****وَمَا أَدْرَاكَ مَا لَيْلَةُ الْقَدْرِ

لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِّنْ أَلْفِ شَهْرٍ

تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِم مِّن كُلِّ أَمْرٍ

سَلَامٌ هِيَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ

 به نام خداوند بخشنده مهربان
ما آن( قرآن) را در شب قدر نازل كرديم!(1)
و تو چه مى‏دانى شب قدر چيست؟!(2)
شب قدر بهتر از هزار ماه است!(3)فرشتگان و «روح‏» در آن شب به اذن پروردگارشان براى (تقدير) هر كارى نازل مى‏شوند.(4)
شبى است سرشار از سلامت (و بركت و رحمت) تا طلوع سپيده!(5)

اعمال شب قدر

جوشن کبیر

سوره عنکبوت

ترجمه کامل سوره عنکبوت

سوره الدخان

ترجمه کامل سوره الدخان

سوره روم

ترجمه سور روم

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387ساعت 20:41  توسط ممتحن  

الهم انی اسئلک الامان یوم لا ینفع مال و لابنون الامن اتی الله بقلب سلیم ...

یا امیرالمومنین ...
اقاجون ...
از امشب توی کوچه های تاریک و پر پیچ خم این دنیا منتظرتون هستم ...
مولای من ...
اونقدر می مونم تا یک سری هم به خرابه سینه من بزنید ...
اقای من ...
مثل همون فقیر بیچاره های کوفه ، تنها امیدم به توشه نان و خرمای شماست ...
اقا جون ...
به تموم دلتنگی های کوچه بنی هاشم قسمتون می دم که یک نگاهی هم به ما بکنید ...
می میرم برای لحظه ای که نگاهی بهم بکنید و بهم بگید که ....
خیلی دلتنگم امشب ، خیلی ، خیلی ....
برامون دعا کن ....

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387ساعت 22:3  توسط ممتحن  

یا ربنا ...

الهی ...

العفو...

خدای من ...

خدایا ، تنهایم مگذار ...

خدایا ، از این تاریکی بیزارم و آزرده ...

خدایا کمکم کن ...

خدایا  باز هم چون روزهای اول ،  با من مهربان باش ...

مولای من ...

گاهی خود را چنان غافل و اسیر و مبتلا به گناه می یابم که فکر میکنم که هیچ گاه با تو نبوده ام و ..

خدای من ، دستم بگیر و باز هم مرا رهسپار طریق هدایت خویش ، همراه کاروان نور قرار بده  ...

خدای من ، تنها دلخوشی من در زندگی ام و تنها بهانه من برای زنده بودن ...

دوستی و عنایت توست ...

خدایا می دونم که کلی بنده خوب و با ایمان داری ...

اما  چی می شه من رو سیاه  و الوده به گناه هم به حریم قدسی خودت راه بدی ...

می دونم ، میوه  نارسیده و زخمی افتاده بر  پای درخت هدایت توام...

اما چه اشکالی داره که من هم  ...

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387ساعت 6:48  توسط ممتحن   | 

باز آمدی و سالهای سپری شده را می شمارم ...

کودک درون من هنوز در اشتیاق به حضور در جمع مهمانان این ماه بی تابی می کند ...

خدایا...

به مبارکی و عظمت لحظه لحظه این ماه عزیز ، ببخشای بر این بنده ضعیف و عصیانگرت هر  گناهی که به سبب غفلت و گستاخی  خویش مرتکب می شوم .

خدایا

 خسته ام و آشفته ...

اشتیاق به امور دنیوی مرا باز پریشان و آزرده کرده است ...

کمکم کن  همه چیز را از تو طلب کنم  و دل به نظر و  رای بنده گانت نبندم ...

باز خدایا این ذکر با خود زمزمه و  ....

اللهم ادخل علی اهل القبور السرور اللهم اغن کل فقیر اللهم اشبع کل جائع اللهم اکس کل عریان اللهم اقض دین کل مدین اللهم فرج عن کل مکروب اللهم رد کل غریب اللهم فک کل اسیر اللهم اصلح کل فاسد من امور المسلمین اللهم اشف کل مریض اللهم سد فقرنا بغناک اللهم غیر سوء حالنا بحسن حالک الهم اقض عنا الدین و اغننا من الفقر انک علی کل شی قدیر

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم شهریور 1387ساعت 19:21  توسط ممتحن   | 

يا اِلـهي وَسَيِّدي وَرَبّي

يا مَنْ بَدَأَ خَلْقي وَذِكْري وَتَرْبِيَتي وَبِرّى وَتَغْذِيَتي

هَبْني لاِبـْتِداءِ كَرَمِكَ وَسالِفِ بِرِّكَ بي ....

پ.ن : نمی دونم چرا حضرت یحیی فکرم به خودش مشغول کرده ؟!!

+ نوشته شده در  جمعه یکم شهریور 1387ساعت 19:47  توسط ممتحن   |