تبليغاتX
ذکرهای فراموش شده

ذکرهای فراموش شده

یادداشتهای یک گنهکار

مهربان من ، سلام ...

راستش از خجالت و شرمندگی حرف زیادی برای گفتن ندارم ...

فقط خواستم بهتون بگم ، منم یادم هست که چند ساله که ...

ذکر زیبا و دلنشین من ...

یاد ایامی که ...

من ببخش ..

به خاطر همه ما بیچاره ها زودتر ...

اما ...

دانلود کنید

ربنا

یا علی و یا عظیم ...

اللهم هذا شهر رمضان

اللهم ادخل علی اهل القبور السرور

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم شهریور 1388ساعت 5:39  توسط ممتحن  

تاریکی ، چاه ، نخلستان ، تنهایی ، کوچه خاکی ، شعله ، زخم ، دیوار گلی ، بوی یاس ، دستانی بسته و ...

صدایت را دوباره شنیدم ! از محرابی خونین...

مولای من ، من هم در تاریکی زمانه و ظلمت جهل و غفلت خود گرفتارم و چشم انتظار ...

علی جان ، دیگر به خرابه ای من نمی ایی ؟

به نگاه خسته ات در انتهای ان کوچه خاکی ، من منتظرت هستم ...

مگر نه اینکه تو ...

علی جان ، به خدا نمی خواهم برایم توشه ای بیاوری تا سیر شوم ...

روحم خسته و بیمار است ...

مولای من اگر به بهانه کثرت عصیان و گناهانم پیشم نمی ایی ، تو را به جان ... قسمت می دهم ...

که فقط یک بار دیگر از کنار خرابه دلم گذر کنی ، تا گرد قدم هایت بر سر و رویم بنشیند و مرحمی باشد بر این زخم های ....

علی جان ، اجازه بده تا صدای پایت را دوباره بشنوم و باور کنم که هنوز می توانم ...

دستان پینه بسته ات را از من محروم مکن ...

اه خدای من ، ای کاش من جای اویس بودم ...

+ نوشته شده در  شنبه هفتم شهریور 1388ساعت 21:30  توسط ممتحن