باران می باره و باز هم مناجات حضرت امیر زمزمه می کنم ...
یا امام رضا ...
اقا جون ، انس به مناجات حضرت امیر مدیون شما هستم ..
امشب با خودم گفتم که چه طور تا به حال به این فکر نکرده بودم که این شاید هدیه حضرت برای من در اولین ملاقات مان باشد ...
یاد اون روزها و لحظه های بخیر ...
اقا جون هوای حرم و زیارت به سرم زده ، ای کاش می شد باز هم چفیه به صورت می گرفتم و یک بار دیگه ...
اقا جون وداع ان زیارت را همیشه به خاطر دارم و بهانه ای خواهد برای روز موعود ...
اما ....
اَللّـهُمَّ اِنّي اَسْاَلُكَ الاَْمانَ يَوْمَ لا يَنْفَعُ مالٌ وَلابَنُونَ اِلاّ مَنْ اَتَى اللهَ بِقَلْب سَليم...خدایا جون ، راستش نمی تونم هیچ وقت ازت گله ای داشته باشم ، چون می دونم هیچ اندوخته ای برای خواسته های کوچیک و بزرگ خودم ندارم ...
ولی وقتی در احوالاتی هستم که به نظر می یاد بیشتر به تو توجه دارم ، به این فکر می کنم که چی می شه که من هم در حلقه دوستان و مقربان تو می بودم ؟
خدای من ، چی می شه منم می تونستم اینقدر ازت دور نمی شدم ؟
مهربون من ، چی می شه مگه منم گدای کوی تو باشم ؟
خدایا سالهاست بر کنار این در ایستاده ام ، هر چند بارها و بارها از حریم بندگی تو دور شدم ، اما همیشه یک نگاهی به استان این در داشته ام تا شاید برویم گشوده شود ..
الهی ، بنده بی قرار توام و غیر تو کسی ندارم ...
خدایا من ، به نور هدایتت قسم ...
خدایا به باران رحمتت قسم ...
تنها محبت تو مرا کفایت خواهد کرد اگر همه چیز از من بستانی ...
گدایی هستم گناهکار و الوده چون یک سیب لک داری که هیچ کس دلش نمی یاد ، اون بخره ..
اما خدای کریم و مهربان من ، این سیب لک دار و زخمی هم سوا کن و خریدارم باش ...
مولای یا مولای انت السلطان و انا الممتحن و هل یرحم الممتحن الا السلطان ...
مولای یا مولای انت الدلیل و انا المتحیر و هل یرحم المتحیر الا الدلیل ..
مولای یا مولای انت الغفور و انا المذنب و هل یرحم المذنب الا الغفور ..
خدایا ، شکرت ...