الهی !
چون آتش فراق (داشتی) ، به آتش دوزخ چه کار داشتی ؟
دیروز به بهانه زمزمه کردن ، یک ذکر قدیمی ...
و امروز به سبب ذکر علف های روبروی پنجره و ترانه گنجشک نشسته بر روی درخت ، سرشار از احساسم ...
ممنون ، از اینکه هنوز به من فرصت این می دی که ....
الهی !
دولتم آن است که مذکور توام . ورنه ، در ذکر من ، مرا قیمت چیست ؟
