تبليغاتX
ذکرهای فراموش شده

ذکرهای فراموش شده

یادداشتهای یک گنهکار


الهی !

چون آتش فراق (داشتی) ، به آتش دوزخ چه کار داشتی ؟


دیروز به بهانه زمزمه کردن ، یک ذکر قدیمی ...

و امروز به سبب ذکر علف های روبروی پنجره و ترانه گنجشک نشسته بر روی درخت ، سرشار از احساسم ...

ممنون ، از اینکه هنوز به من فرصت این می دی که ....


الهی !

دولتم آن است که مذکور توام . ورنه ، در ذکر من ،  مرا قیمت چیست ؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388ساعت 16:17  توسط ممتحن  

هر شادی که بی توست ، اندوه است !

هر منزل که نه در راه توست ، زندان است !

هر دل که نه در طلب توست ، ویران است !

یک نفس با تو ، به دو گیتی ارزان است !

یک دیدار از آن تو به صد هزار جان رایگان است !

صد جان نکند آنچه کند بوی وصالت !

+ نوشته شده در  جمعه ششم اردیبهشت 1387ساعت 21:9  توسط ممتحن   | 

الهی

از بد سزای خود در دردم ، و از ناکسی خود به فغان ;

دردم را درمان ساز ، ای درمان ساز همه دردمندان ،

ای پاک صفت از عیب ! ای عالی از ثواب !

ای بی نیاز از خدمت من ! ای بی نقصان از حسابت من !

من به جای رحمتم ببخشای برمن !

اسیر بند هوای خویشم ، بگشای مرا از این بند  

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1385ساعت 20:56  توسط ممتحن   | 

الهي

 

 تا ازمهر تو اثر آمد ، همه مهرها به سر امد

 

الهي

 

 من کي ام  که تو را خواهم ! چون من از قیمت خویش آگاهم

دل و دوست یافتن ، پادشاهی است

بی دل و دوست زیستن ، گمراهی است

گفت نوشی است همه زهر  ، و خاموشی زهری است همه نوش

 

خدای من شکر و سپاس بر مهربانی و لطف  بی پایانت

گرچه دو سه ساعتی وقتم گرفت ولی در جستجوی کلامی ازپیامبر اعظم تونستم تمام نوشته های پاک شده ام جز یک مورد بازیابی کنم و در وبلاگ قرار بدم

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم مهر 1385ساعت 0:20  توسط ممتحن   | 

الهی

عاحز و سرگردانم! نه آنچه دانم! دارم، و نه آنچه دارم، دانم !

الهی


چون توانستم ،ندانستم ، و چون دانستم ، نتوانستم
آه از این علم ناآموخته ! گاه درغرقم ازاو ، و گاه سوخته

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم مهر 1385ساعت 4:39  توسط ممتحن   | 

ای یار مهربان

بارم ده ، تا قصه درد خود به تو پردازم !

و بردرگاه تو می زارم ! ودر امید بیم آمیز می نازم !

الهی

بپذیرم تا با تو پردازم !

یک نظردر من نگر، تا دو گیتی به آب اندازم !

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم شهریور 1385ساعت 17:56  توسط ممتحن   | 

الهی

  ضعیفم خواندی و چنین است ، هرچند از من آید، در خور این است!

الهی 

ضعیفم خواندی و چنانم! مگذار که در پیش خود بمانم !

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مرداد 1385ساعت 21:27  توسط ممتحن   | 

الهی

تو ماراجاهل خواندی ، ازجاهل جزجفا چه آید؟

الهی

گر کسی تورا به جستن یافت ، من به گریختن یافتم

گرکسی تو رابه ذکر کردن یافت، من تورا به فراموش کردن یافتم

گرکسی تورا به طلب یافت، من خود طلب ازتو یافتم

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم تیر 1385ساعت 22:56  توسط ممتحن   |