تبليغاتX
ذکرهای فراموش شده - دست گیر که جز تو ...

ذکرهای فراموش شده

یادداشتهای یک گنهکار

خدای من ، خیلی پریشانم ...

گاهی فکر می کنم که تحمل این سلسله وقایع ندارم ...

خدای من ، کی موعد رهایی من فرا می رسد ....

همه چیز در زندگی من بارها تکرار می شود ، جز فرصتی دیگر برای گریز از این همه ....

 

الهی !

ای کارنده غم پشیمانی در دل های آشنایان !

ای افکنده سوز در دل های تائبان !

ای پذیرنده گناهکاران و معترفان !

کس باز نیامد ، تا باز نیاوردی .

و کس راه نیافت ، تا دست نگرفتی ،

دست گیر ، که جز تو دستگیر نیست ! دریاب ، که جز تو پناه نیست !

و سوال ما را جز تو جواب نیست !و درد ما را جز تو دارو نیست !

و از این غم ما را جز تو راحت نیست !

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم مرداد 1387ساعت 22:49  توسط ممتحن   |