یا ربنا ...
الهی ...
العفو...
خدای من ...
خدایا ، تنهایم مگذار ...
خدایا ، از این تاریکی بیزارم و آزرده ...
خدایا کمکم کن ...
خدایا باز هم چون روزهای اول ، با من مهربان باش ...
مولای من ...
گاهی خود را چنان غافل و اسیر و مبتلا به گناه می یابم که فکر میکنم که هیچ گاه با تو نبوده ام و ..
خدای من ، دستم بگیر و باز هم مرا رهسپار طریق هدایت خویش ، همراه کاروان نور قرار بده ...
خدای من ، تنها دلخوشی من در زندگی ام و تنها بهانه من برای زنده بودن ...
دوستی و عنایت توست ...
خدایا می دونم که کلی بنده خوب و با ایمان داری ...
اما چی می شه من رو سیاه و الوده به گناه هم به حریم قدسی خودت راه بدی ...
می دونم ، میوه نارسیده و زخمی افتاده بر پای درخت هدایت توام...
اما چه اشکالی داره که من هم ...
+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387ساعت 6:48  توسط ممتحن
|
