نمی دونم ، من با تو قهرم یا اینکه تو ..
گاهی فکر می کنم که داری برام پیغام می فرستی !!!
خدای من ، راستش ازت خجالت می کشم ..
خدای من ...
من ببخش که باهات بد صحبت کردم و ازت شاکی شدم و باز هم بد کردم ..
یاد چیزهایی افتادم که توی این سالها همیشه عقده دلم بود که چرا ازم دریغ کردی و به نظرم می یومد که انگار نمی خوای بهشون برسم ..
اما غافل از اینکه ...
با همه بدی هام دوستت دارم و امید دارم که مراقبم باشی که ..
خدایا ، مرا مگذار و مگذر ..
+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم آبان 1387ساعت 17:18  توسط ممتحن
