راستش من که از شرمندگی نمی تونستم بیام و ازت عذر بخوام ...
تا اینکه دیروز باز هم خودت یک بهانه به دستم دادی ..
ازت ممنونم ..
خدای من ..
من بببخش اگه اونقدر قوی نیستم که بتونم در برابر این ناملایمات شکیبا باشم و تو همیشه بیاد داشته باشم ...
خدای من ..
امشب غروب از اینکه توی دنیا هیچ دلبستگی جز تو ندارم ، کلی ...
ای کاش می شد که همیشه بنده تو می بودم و گرفتار دام شیطان نمی شدم ..
کمکم کن ..
ازت بابت همه اون چیزهایی که بهم دادی ممنونم و شاکر و سپاسگذار تو هستم به خاطر چیزهایی که صلاح ندونستی داشته باشم ولی من بارها اصرار به ...
خدای من ، دنیای غریبی است ..
من یک لحظه به خودم وا مگذار ...
اما ..
مولای من ... به گدایی به در خونتون اومدم ..
هرچند می دونم که خیلی ازم شاکی هستید اما به بهانه اون کوچه خاکی و دستی که هنوز به دیوار تکیه زده ، من از لطف و توجهتون محروم نکنید ..
ای کاش حلقه بند .. بر دست من می بستند و مرا در ان کوچه ...
برام و همه اونهایی که دوستون دارند ، دعا کنید تا ورطه طوفان گناه زمانه گرفتار و حیران نشند ..
یا علی مددی .....
